پوران دخت و آزرمی دخت : دو شهبانوی ساسانی

مقاله

Keenan Baca-Winters
مترجم
محل انتشار 27 February 2025
به زبان‌های دیگر: انگلیسی, فرانسوی
پرینت مقاله

پوران دخت ( سالهای زمامداری از ۶۳۰، ۶۳۱ تا ۶۳۲ ) و آزرمی دخت ( سالهای زمامداری از ۶۳۰ تا ۶۳۱ ) تنها شهبانوان امپراطوری ساسانی بودند که با قدرت مطلق بر ایران حکومت کردند. پوران دخت و آزرمی دخت که دو دختر خسرو پرویز ( دوران حکومت از ۵۹۰ تا ۶۲۸ میلادی ) شاهنشاه ( شاه شاهان ) ساسانی بودند ، بر آن بودند تا حکومت ساسانی را که گرفتار جنگ داخلی بین اشراف و نجبای درباری یعنی پهلوها و پارسی ها بود ، و از سوی دیگر محل تاخت و تاز اعراب مسلمان واقع شده بود برهانند.

Boran
پوران دخت
Amitchell125 (CC BY-SA)

پس آیند جنگ شاهنشاهی ساسانی و امپراطوری روم شرقی

پس از شکست خفت بار ایران در جنگ با روم شرقی که از سال ۶۰۲ تا ۶۲۸ میلادی به درازا کشیده شده بود ، نجبای دربار ایران پسر خسرو پرویز موسوم به شیرویه را با عنوان شاهنشاه بر تخت قدرت نشاندند. شیرویه ( سال زمامداری ۶۲۸ میلادی ) نام سلطنتی قباد دوم را برای خود برگزید. پس از آن خسرو پرویز بخاطر برافروختن آتش جنگ با رومیان و ایجاد منازعات و گرفتاری های فراوان برای حکومت ساسانی به دست اشراف درباری اعدام شد. شیرویه به منظور تثبیت قدرت خویش ، همه برادران تنی و ناتنی خود را از دم تیغ گذراند و تنها از سر جان دو خواهر خود ، پوران دخت و آزرمی دخت گذشت. آن دو خواهر ، به واسطه آنکه شیرویه پدر و برادران خود را کشته بود به حالت شکوه و زاری پیش او رفتند. آن دو خواهر شیرویه را به سبب آنکه تاج و تخت سلطنت را از راه کشتن پدر و برادرانش و از طریق ناصواب به دست آورده بود نکوهیدند. همچنین آن دو خواهر زبان به لعن و نفرین شیرویه گشودند و آرزو کردند که دوران حکومت وی پر آشوب باشد. گفته شده که پس از شنیدن شکوه های خواهران خود ، شیرویه به تلخی گریست و تاج شاهی را از فرط شرم و خجلت چند پاره کرد. تنها چند ماه بعد شیرویه بر اثر طاعون درگذشت و پسرش اردشیر سوم ( سالهای حکومت از ۶۲۸ تا ۶۳۰ میلادی ) شاهنشاه ایران شد.

پوران دخت پس از جلوس بر تخت شاهی به عنوان نخستین شهبانوی ساسانی ، به رعایای خود وعده داد که با راستی و مهر و داد بر آنان حکومت خواهد کرد.

اردشیر سوم در زمان جلوس بر اورنگ شاهی تنها هفت سال داشت ، و شهربراز ( سال حکومت ۶۳۰ میلادی ) یکی از فرماندهان خسرو پرویز در جنگهای ایران و روم از اینکه پسری خردسال عنوان شاهنشاهی را اختیار کرده دچار خشم و غضب شد. با پشتیبانی هراکلیوس ( زمامداری از ۶۱۰ تا ۶۴۱ میلادی ) امپراطور روم شرقی ، شهربراز شورشی را به راه انداخت ، سپس دستور قتل اردشیر سوم را صادر کرد ، و قدرت را از آن خویش نمود. شهربراز از تبار ساسانیان نبود ، و بهمین دلیل نجبای دربار ایران از وی نفرت داشتند و او را غاصب می دانستند. پهلوها یا پارت ها ، که در آن زمان یکی از دو خاندان ذی نفوذ دربار ساسانی بودند ، شهربراز را به قتل رساندند و پیکرش را در کوی و برزن کشاندند تا او را خوار و خفیف کرده باشند. پهلوها از تبار شاهنشاهی اشکانی ( سالهای زمامداری از ۲۴۷ قبل از میلاد تا ۲۲۴ میلادی ) بودند که زمانی بر ایران فرمان می راندند. آنها سپس پوران دخت را بر اریکه سلطنت نشاندند چرا که آن دختر تنها وارث بلافصل در قید حیات خسرو پرویز به شمار می آمد که می توانست قدرت را از طریق مشروع کسب کند.

دوران زمامداری پوران دخت

پوران دخت پس از جلوس بر تخت شاهی به عنوان نخستین شهبانوی ساسانی ، به رعایای خود وعده داد که با راستی و مهر و داد بر آنان حکومت خواهد کرد. او همچنین قول داد که به داد ضعفا خواهد رسید و از مصائب و گرفتاری های آنان خواهد کاست. در تواریخ آورده اند که دوران حکومت وی توام با مهربانی و عطوفت بوده و مردم در دوران حکمرانی وی شاد و خرسند بودند. اقدامات وی نشان می داد که وی به نیکی از رنج مردم در سالهای جنگ و ناپایداری و بی ثباتی قدرت در ایران آگاه بوده است. پوران همچنین در صدد بود تا مشروعیت پایمال شده حکومت ساسانی را احیا کند. او سکه هایی را که منقوش به نقش پدرش بود ضرب کرد و مدعی بود که حکومت ساسانی را به " نژاد ایزدان " بازگردانده و " فره و شکوه آن خاندان " را احیا کرده است. برای تثبیت قدرت خویش ، پوران دخت یکی از افراد ذی نفوذ خاندان پهلو موسوم به فرخ هرمز را به عنوان وزیر اعظم خویش برگزید.

پوران دخت همچنین به مردم وعده داد که قرارداد صلحی را با امپراطوری روم شرقی منعقد خواهد کرد تا به جنگهای ایران و روم که از سال ۶۰۲ تا ۶۲۸ میلادی به درازا کشیده شده بود خاتمه دهد. پوران نامه ای برای هراکلیوس فرستاد با این مضمون که وی خواستار صلح با آن امپراطوری است. او سپس یشوع یهب دوم ، بطریق کلیسای کاتولیک مشرق را ، به نزد هراکلیوس در حلب فرستاد و وی نیز نامه پوران را تحویل هراکلیوس داد. کلیسای مشرق شاخه ای مجزا از مسیحیان بودند که در باب سرشت ناسوتی و لاهوتی عیسی مسیح دیدگاهی خاص داشتند که با نظر مسیحیان بیزانسی و دیگر عیسویان متفاوت بود.

The Sassanid Empire c. 620 CE
شاهنشاهی ساسانی حدود سال ۶۲۰ میلادی
Simeon Netchev (CC BY-NC-ND)

ماموریت صلح پوران به هراکلیوس با توفیق همراه بود. هراکلیوس از این که یک زن بر شاهنشاهی ساسانی حکومت می کرد شگفت زده شده بود و از دیدن نامه وی نیز خرسند بود. هراکلیوس به یشوع یهب دوم اطلاع داد که اگر پوران به حمایت نظامی روم برای تحکیم تاج و تخت خویش نیاز دارد ، وی از هیچ کمکی دریغ نخواهد کرد. هراکلیوس در آن زمان به دنبال آن بود تا از توانایی و مزیت مداخله در امور ایران برخوردار شود. بهر روی ، دوران زمامداری پوران دخت دولت مستعجل بود ، چرا که وی نتوانسته بود اشراف درباری را به پیروی از منویات خویش وا دارد. به عبارت دقیق تر ، قدرت مهار درباریان را از کف داده بود ، چرا که آنان دیگر مشروعیتی برای حکومت وی به عنوان شهبانوی ساسانی قائل نبودند.

شاپور شهربراز ( زمامداری ۶۳۰ میلادی ) ، پسر عمه پوران ، او را از قدرت کنار زد ولی خود نیز نتوانست قدرت را دیر زمانی برای خود نگه دارد. سپس ، پارسیان، دیگر گروه نجیب زاده دربار ایران که دشمن سرسخت پهلوها بودند ، آزرمی دخت خواهر پوران را بر تخت نشاندند. یک بار دیگر ، حکومت ساسانی در یک برهه کوتاه دچار آشوب و بحران شده بود.

دوران زمامداری آزرمی دخت

آزرمی دخت نیز به نوبه خود ، سکه هایی را منقوش به نقش پدرش ضرب کرد تا آبرو و اعتبار وی را باز گردانده باشد.

زمانی که آزرمی دخت در سال ۶۳۰ میلادی بر تخت شاهی تکیه زد ، از پذیرفتن کمک وزیر اعظم در امر فرمانروایی سر باز زد. او همچنین به رعایای خود وعده داد که همچون پدرش خسرو پرویز که او را " پیروز و فاتح" می خواند رو به جلو گام بر خواهد داشت و اگر کسی علیه او علم طغیان برافرازد ، او را از دم تیغ بی دریغ خود خواهد گذراند. از آنجا که بی ثباتی حکومت ساسانی را در گرداب بحران فرو برده بود آزرمی دخت به دنبال آن بود تا با سرکوب هرگونه شورش با شدت و حدت فراوان ثبات را به آن حکومت بازگرداند. از آنجا که اعتبار خسرو پرویز پس از شکست در جنگ با رومیان از بین رفته بود آزرمی دخت بر آن بود تا با ملقب ساختن پدرش به عنوان ظفرمند و فاتح اعتبار از میان رفته آن پادشاه را احیا کند. جنگ با روم شرقی به قیمت گزاف برای ایرانیان تمام شد و در حقیقت فاجعه ای تمام عیار برای امپراطوری ساسانی بود چرا که در آن نبرد ساسانیان اعتبار و قدرت خود را از دست داده بودند ، و همین طور هزاران شهروند و سرباز ایرانی جان خود را از دست داده بودند. آزرمی دخت همچنین در صدد بود تا روحیه خرد شده مردم ایران را پس از آن شکست تمام عیار ترمیم کند. آزرمی دخت نیز به نوبه خود ، سکه هایی را منقوش به نقش پدرش ضرب کرد تا آبرو و اعتبار وی را باز گردانده باشد.

Gold Dinar of Khosrow II
سکه دینار حاوی نقش خسرو پرویز
Classical Numismatic Group, Inc. (CC BY-SA)

تهدید آزرمی دخت مبنی بر اینکه هرگونه طغیانی را در جا در هم خواهد کوبید بیهوده گویی نبود. فرخ هرمز ، که وزیر اعظم پوران دخت بود ، نامه ای به نزد آزرمی دخت فرستاد و در آن نامه خواستار ازدواج با آن شهبانو شده بود. بهر حال ، آزرمی دخت دریافته بود که فرخ هرمز به وسیله ازدواج با وی در صدد است خود بر تخت شاهی بنشیند و قدرت را به پهلو ها باز گرداند. آزرمی دخت در پاسخ نامه فرخ هرمز به وی نوشت که تا زمانی که آن دو به شکل پنهانی در کاخ همدیگر را ملاقات نکنند او پیشنهاد ازدواج را نخواهد پذیرفت. در حقیقت این یک دام برای فرخ هرمز بود. فرمانده گارد سلطنتی به امر آزرمی دخت در نهانگاه قرار گرفته بود و به محض ورود فرخ هرمز به کاخ وی را به قتل رساند. پیکر فرخ هرمز بر درگاه کاخ به نمایش گذاشته شد تا درس عبرتی برای دیگرانی باشد که در صدد فریب دادن شهبانوی ساسانی بودند. بهر روی ، این ترفند شهبانو نتیجه ای وارونه داد.

رستم فرخزاد ، پسر فرخ هرمز ، پس از شنیدن خبر قتل پدر خویش سپاهی را گرد آورد و علم طغیان برافراشت. رستم پس از کنار زدن آزرمی دخت از قدرت، چشمان آن شهبانو را از حدقه در آورد و به کین خواهی خون پدرش او را کشت. پهلوها دوباره به عرصه قدرت باز گشته بودند و برای افزایش قدرت خود ، بار دیگر پوران دخت را بر اورنگ شاهی نشاندند.

دوران دوم زمامداری پوران دخت

پوران دخت که بار دیگر بر تخت شاهی تکیه زده بود ، نخست ناگزیر بود جان خود را حفظ کند چرا که اعضای خانواده وی ، از جمله خواهرش در همان برهه ، کشته شده بودند. پوران دخت رستم فرخزاد را در گام نخست به عنوان وزیر اعظم برگزید ،همانطور که در دوره اول حکومت خود پدرش را بر این منصب گماشته بود. در آن زمان ، سپاه اسلام تاخت و تاز خود به خاک ایران را آغاز کرده بودند.

Islamic Conquests in the 7th-9th Centuries
فتوحات اعراب مسلمان در خلال قرون ۷ تا ۹ میلادی
Simeon Netchev (CC BY-NC-ND)

جنگ قدرت بین پهلوها و پارسی ها مانع از آن شد که ایرانیان بتوانند در مقابل تهدید اعراب از کشور دفاع کنند. پوران دخت با گفتگوهایی که با پهلوها و پارسی ها انجام داده بود توانست به کشمکش بین آنان خاتمه دهد و بدین گونه آنان توانستند با همدیگر علیه تجاوز اعراب اقدام کنند. این مساله باعث شد که فتح ایران به دست اعراب مسلمان به مدت کوتاهی به تعدیق بیفتد. بهر روی ، یک فرمانده ایرانی از گروه پارسی ها موسوم به پیروز پوران دخت را در سال ۶۳۲ خفه کرد. قتل پوران دخت نشان می داد که جنگ قدرت بین پهلوها و پارسی ها تا چه حد برای شاهنشاهی ساسانی مخرب و بی ثبات کننده بود : فرمانروای دیگری در مدت زمانی کوتاه از پا در آمده بود.

سخن پایانی

پس از مرگ پوران دخت ، یزدگرد سوم ( سالهای زمامداری از ۶۳۲ تا ۶۵۱ میلادی ) در هشت سالگی به عنوان شاهنشاه برگزیده شد. در آن زمان ، به واسطه بی ثباتی که نتیجه جنگ قدرت بین درباریان بود و همچنین حاکمانی که دولتشان دولت مستعجل بود و سر در نشیب داشت و به سرعت از میان می رفتند ، حکومت ساسانی آنقدر ضعیف و در هم شکسته شده بود که اداره کشور به شکل مستحکم برای آنان ناممکن بود. به واسطه وضع نا مطلوب ساسانیان ، تاخت و تاز اعراب مسلمان به ایران به سقوط امپراطوری ساسانی در سال ۶۵۲ میلادی منجر گشت.

Yazdegerd III
یزدگرد سوم
Thje Trustees of the British Museum (CC BY-NC-SA)

در حالیکه حکومت پوران دخت و آزرمی دخت از این جهت که آنها تنها زنانی بودند که بر شاهنشاهی ساسانی فرمان می راندند حائز اهمیت است ، دوران زمامداری آنان حاوی نکته منحصر به فرد در مورد آنهاست. هر دو شهبانو به دنبال آن بودند تا به سبک و سیاق خود کشورداری کنند. پوران به دنبال آن بود تا با عدالت و مهرورزی بر مردم حکومت کند و به دنبال صلح با رومیان بود. آزرمی دخت ، به نوبه خود ، حالت تهاجمی تری در شیوه کشور داری اتخاذ کرده بود. گرچه شیوه مملکت داری در تضاد با یکدیگر بود ، هر دوی آنان به دنبال انسجام و یکپارپگی و ثبات حکومت ساسانی بودند ، در دورانی که گروه های متنفذ درباری در صدد آن بودند که قدرت مطلق را برای خود کسب کنند. شوربختانه ، هر دو شهبانو جان در سر راه مساعی فراوان خود گذاشتند.

حذف آگهی ها
آگهی ها

منبع‌شناسی

دانشنامۀ تاریخ جهان از نهادهای «همبسته» با آمازون است و بابت خرید هر کتاب واجد شرایط درصد خاصی دریافت می‌کند

دربارۀ مترجم

Arash Taheri
I am arash taheri. I live in Iran. History, art, literature and philosophy are my field of interests.

دربارۀ نویسنده

Keenan Baca-Winters
I am a Ph.D. who specializes in Iran and the Roman Empire in Late Antiquity.

ارجاع به این مطلب

منبع نویسی به سبک اِی پی اِی

Baca-Winters, K. (2025, February 27). پوران دخت و آزرمی دخت : دو شهبانوی ساسانی [Boran & Azarmiduxt: Queens of the Sassanian Empire]. (A. Taheri, مترجم). World History Encyclopedia. برگرفته از https://www.worldhistory.org/trans/fa/2-2655/

منبع نویسی به روش شیکاگو

Baca-Winters, Keenan. "پوران دخت و آزرمی دخت : دو شهبانوی ساسانی." ترجمه از Arash Taheri. World History Encyclopedia. تاریخ آخرین تغییر February 27, 2025. https://www.worldhistory.org/trans/fa/2-2655/.

منبع نویسی به روش اِم اِل اِی

Baca-Winters, Keenan. "پوران دخت و آزرمی دخت : دو شهبانوی ساسانی." ترجمه از Arash Taheri. World History Encyclopedia. World History Encyclopedia, 27 Feb 2025. پایگاه اینترنتی. 27 Mar 2025.