ادبیات فارسی از سنت شفاهی طولانی داستانسرایی شاعرانه نشأت میگیرد. نخستین نمونه ثبتشده از این سنت، کتیبه بیستون داریوش اول (بزرگ)، (522-486 پیش از میلاد) است که در حدود سال 522 پیش از میلاد در دوران شاهنشاهی هخامنشی (حدود 550-330 پیش از میلاد) روی یک صخره حکاکی شده است.
با سقوط امپراتوری به دست اسکندر مقدونی در سال ۳۳۰ پیش از میلاد، هر اثر دیگری که در این دوران به نگارش در آمده بود، از بین رفت اما سنت شفاهی ادامه یافت و در شاعران فارسیزبان قرون وسطی (476-1500 پس از میلاد) و بهویژه در ده شاعر برجستهای که بیشترین تأثیر را داشتهاند، به اوج خود رسید:
- رودکی
- دقیقی
- فردوسی
- سنایی
- عطار
- مولانا
- سعدی
- نظامی
- عمر خیام
- حافظ شیرازی
این شاعران با ترکیب سنتها، اسطورهها و باورهای دینی فرهنگ خود با باورهای اعراب مسلمان که در سال ۶۵۱ میلادی منطقه را فتح کرده و دین جدید اسلام را بر مردم تحمیل کرده بودند، ادبیات مکتوب فرهنگ خود را شکل دادند. با گذشت زمان، این دو فرهنگ در هم تنیده شدند و شعر فارسی به عالیترین مفاهیم اعتقاد اسلامی، بهویژه جنبههای عرفانی آن پرداخت؛ حتی زمانی که آثار به زبان فارسی یا حتی توسط فارسیزبانان نوشته نشده بود. این ده شاعر نه تنها بر توسعه ادبیات بهاصطلاح اسلامی تأثیر گذاشتند، بلکه بر هنرهای ادبی فرهنگهای سراسر جهان تأثیرگذار بودند و همچنان الهامبخش خوانندگان عصر حاضر هستند.

دین، تقدیر و عشق در شعر فارسی
در سال ۶۵۱ میلادی، شاهنشاهی ساسانی که فرایند تبدیل سنت شفاهی به نوشتار را آغاز کرده بود به دست مسلمانان عرب مهاجم سقوط کرد که بسیاری از آثار ادبی را در تلاش برای تحت سلطه قرار دادن مردم نابود کردند. با این حال، تا زمان خلافت عباسی (۷۵۰-۱۲۵۸ میلادی)، فرهنگ، زبان، آداب و رسوم و ادبیات فارسی نه تنها در میان نخبگان عرب مسلمان پذیرفته شد، بلکه مورد تشویق نیز قرار گرفت. در دورهی سلسله سامانیان (۸۱۹-۹۹۹ میلادی)، که تحت حمایت عباسیان حکومت میکردند، هنر، علم و ادبیات فارسی به اوج خود رسید و پایههای محکم برای آینده هنرهای ادبی فارسی بنا نهاده شد.
آثار این شاعران را نمیتوان از دین اسلام جدا کرد، چراکه ایمان آنها به وضوح در آثارشان نمایان است، حتی اگر برخی مترجمان و مفسران معاصر تلاش کرده باشند این ارتباط را نادیده بگیرند. اشارات به احادیث و قرآن در بیشتر اشعار این شاعران دیده میشود و حتی وقتی این اشارات حضور ندارند (مانند فردوسی)، باور آنها به یک خیر برتر و معنای نهایی زندگی در آثارشان تجلی پیدا میکند.
با این حال، دین باستانی زرتشتی نیز تأثیری قوی در آثار این هنرمندان داشته است، بهویژه آنچه که به عنوان «بدعت» آیین زروانی شناخته میشود، که ادعا میکرد زمان پدر هستی است و باور به تقدیرگرایی را تقویت میکرد. از آنجا که زمان فرد را از میان زندگی به سوی مرگ پیش میبرد، هیچ کاری برای تغییر سرنوشت نمیتوان انجام داد. در تقابل با این مفهوم، در تمام آثار شاعران ذکرشده، ایمان به قدرت عشق دیده میشود که فراتر از زمان است و به زندگی معنا میبخشد. این عشق میتوانست نسبت به انسانی دیگر باشد یا به سمت خدا هدایت شود، اما بدون آن، زندگی بیمعنا تلقی میشد.
دستگاههای شعری، استفاده از نمادگرایی، استعاره و تشبیه بهطور آزاد در تمام اشکال ادبیات فارسی از رسالات پزشکی گرفته تا تاریخنویسی، به کار گرفته شدهاند. با این حال، شعر رسمی اوج بیان هنری تلقی میشد. اگرچه شاعران بزرگی دیگری نیز در این سنت ادبی مشارکت داشتهاند، اما ده شاعر مذکور بهعنوان بزرگترین آنها شناخته میشوند.

رودکی (1859-حدود 940 میلادی)
ابو عبدالله جعفر بن محمد رودکی، که بیشتر به رودکی شناخته میشود، شاعر دربار سامانی، نصر دوم (حکومت ۹۱۴-۹۴۳ میلادی) بود که چنان ارزشی برای او قائل بود که او را ثروتمند ساخت. پژوهشگری به نام ساسان طباطبایی اشاره میکند «در اوج شکوه خود، گفته میشد که [رودکی] دویست برده داشت و برای حمل بارهایش به صد شتر نیاز بود» (۲). هرچند او معمولاً به عنوان اولین شاعری که به دربار نصر دوم رسید، ذکر میشود، آثار باقیماندهاش نشان میدهد که او پیش از آن نیز شاعر مورد احترامی در زمان پدر نصر دوم، امیر احمد سامانی (حکومت ۹۰۷-۹۱۴ میلادی) بوده است. این سطح بالای احترام به دلیل استعداد و مهارت فوقالعاده رودکی در تسلط بر هر قالب شعری بود. از آثار او تنها تعداد کمی باقی مانده است (فقط ۵۲ اثر از بیش از یک میلیون اثری که نویسندگان بعدی به آن اشاره کردهاند) اما این آثار نشان میدهند که او شاعری با قدرت فوقالعاده بود که قادر به بیان حالات عاطفی پیچیده در تصاویری ساده بود. بسیاری او را «پدر ادبیات فارسی» میدانند زیرا مفهوم دیوان (مجموعهای از آثار کوتاه یک شاعر) را ایجاد کرد و قالبهای ادبی شعر، از جمله غزل، قصیده و رباعی را توسعه داد.
دقیقی (حدود ۹۳۵-۹۷۷ میلادی)
ابو منصور دقیقی به اندازه یک شاعر در دربار امیر منصور اول (حک. ۹۶۱-۹۷۶ میلادی) موفق بود. در این دوران، شاعران برای تأمین مالی به حمایت حامیان ثروتمند نیاز داشتند، همانطور که در دوران بعد نیز چنین بود، اما شاعری که دربار پادشاهی را راضی نگاه میداشت، میتوانست فراتر از یک درآمد ثابت، انتظار پاداشهای ارزشمندی را داشته باشد. دقیقی نیز از این قائده مستثنی نبود و اشعاری سرود که نام و اعمال شاه را جاودانه میساخت و در قبال آن هدایای گرانبهایی دریافت میکرد. در این زمان، علاقه فزاینده ای به تاریخ و فرهنگ ایرانی وجود داشت و از این رو، منصور اول کار جامعی را در مورد تاریخ، اساطیر و افسانههای ایرانی از آغاز تا به امروز سفارش داد. دقیقی کار خود را با استفاده از نسخهای قدیمیتر به نام خداینامه (یا خواداینامگ، «کتاب شاهان») از دوران امپراتوری ساسانی آغاز کرد. او 1000 بیت از اثری که قرار بود شاهنامه باشد را به پایان رسانده بود، اما یکی از غلامانش او را کشت. همانند رودکی، آثار کمی از او به جا مانده است، اما اشعار موجود نشان میدهند که او در سبک رسمی و متناسب با آثار حماسی مینوشت. او بیشتر بهخاطر آغاز اثری شناخته میشود که نام ابوالقاسم فردوسی را برای همیشه جاودان ساخت.

فردوسی (حدود 940-1020 میلادی)
ابوالقاسم فردوسی توسی از دهقانان بود، یعنی طبقه فرادست مالکان زمین در جامعه که میتوان آن را با اربابان فئودال در اروپا مقایسه کرد. اطلاعات زیادی درباره زندگی او در دست نیست، جز اینکه مشخص است که او فردی تحصیلکرده بود، متأهل بود و دختری داشت (اگرچه در یک مرثیه که در شاهنامه آمده، به پسری اشاره شده که پیش از او درگذشته است). پس از قتل دقیقی، فردوسی وظیفه نوشتن شاهنامه را برای امیرمنصور در سال ۹۷۷ میلادی به عهده گرفت (گویا برای تأمین جهیزیه دخترش)، اما سلسله سامانیان اندکی پس از آن سقوط کرد و جای خود را به سلسله غزنویان (۹۷۷–۱۱۸۶ میلادی) داد که به اندازه سامانیها به ادبیات فارسی اهمیت نمیدادند. با این حال، فردوسی تشویق شد که کار خود را ادامه دهد و در نهایت آن را در سال ۱۰۱۰ میلادی به پایان رساند. میزان پذیرش شاهنامه و اینکه آیا فردوسی بهطور شایسته برای تلاشهایش از طرف غزنویان پاداش گرفت یا نه، موضوعی مبهم و بر اساس روایات افسانهای است. با وجود این، شاهنامه از ابتدا تا امروز محبوبیت خود را حفظ کرده است. متأسفانه، هر اثر دیگری که فردوسی خلق کرده باشد از دست رفته، اما شاهنامه که شامل تاریخ، افسانهها و داستانهای ایران باستان از آغاز جهان تا فتح مسلمانان است، یکی از شاهکارهای بزرگ ادبیات جهان و حماسه ملی ایران شناخته میشود.
سنایی (1080 - حدود 1131 میلادی)
حکیم ابوالمجدمجدود بن آدم سنایی غزنوی، شاعر دربار سلطان غزنوی بهرامشاه (۱۱۱۷-۱۱۵۷ میلادی) بود. بهرامشاه چنان به اشعار سنایی علاقهمند بود که ترتیب ازدواج او با دخترش را داد. در این دوران، سنایی پیش از این، آثار زیادی در ستایش سلطان نوشته بود. هنگامی که بهرامشاه تصمیم گرفت به هند حمله کند و از سنایی دعوت کرد که او را همراهی کند، سنایی در مسیر خود به دربار، از باغی گذشت که در آن مردی مست در حالی که با خود صحبت می کرد، با صدای بلند از حماقت بهرام شاه در پی فتح بیدلیل و تلف کردن جانهای بسیار انتقاد میکرد. آن مرد همچنین زندگی سنایی را نیز مورد انتقاد قرار داد و او را شاعری توانا دانست که استعداد خود را در ستایش یک پادشاه بیفکر و بیهدف هدر میدهد. سنایی بلافاصله به حقیقت گفتههای آن مرد پی برد و از منصب دربار کنارهگیری کرد و به شاگردی یک استاد صوفی پرداخت.
عرفان صوفیگری به طور کلی در آثار سنایی بهویژه شاهکارش «حدیقهالحقیقه» (باغ محصور حقیقت) تأثیرگذار است. این اثر که به عنوان یک «حماسه عرفانی» شناخته میشود، رابطه فرد با خدا را بررسی میکند. شاعران بعدی (بهویژه عطار و مولانا) به شدت تحت تأثیر سنایی قرار گرفتند. او معتقد بود که «خطا از دوگانگی آغاز میشود» و نباید هیچ فاصلهای بین خود و خدا احساس کرد. سنایی تأکید داشت که نیازی به جستجوی خدا وجود ندارد زیرا خدا درون خود انسان جای دارد و انسان باید برای شناخت خدا، خود را بشناسد. این مفهوم، به همراه استفاده او از نماد شراب برای نشان دادن ماهیت مست کننده عشق خدا،، توسط بسیاری از شاعران بعدی توسعه داده شد.
عطار (زندگی: ۱۱۴۵ - حدود ۱۲۲۰ میلادی)
ابوحامد بن ابوبکر ابراهیم، شیمیدان (داروساز) بود که حرفه پدرش ادامه داد. طبق ارجاعات موجود در آثارش، به نظر میرسد زندگی راحتی داشته است. او عمدتاً با تخلص عطار (شیمیدان) مینوشت که به نظر میرسد برای علاقه شخصی خود بوده، زیرا هیچ مدرکی مبنی بر داشتن حامی مالی وجود ندارد. در زمان حیاتش شاعر شناخته نمیشد (هرچند بعدها به عنوان عطار نیشابوری در مقام شاعر به او اشاره شد) عطار تلاش شاعرانی که برای ستایش از پادشاهانی که ارزش استعدادهای آنها را نداشتند و دستمزد میگرفتند، نمیپسندید. او بر اشعاری تمرکز داشت که خواننده را به درک ماهیت وجود و نزدیکی به خدا نزدیکتر کند. مانند سنایی، او نیز مسلمان سنی بود که عرفان صوفیانه را در آثارش پذیرفته بود. اثر برجسته او «منطقالطیر» یک شعر تمثیلی است که در آن تمام پرندگان جهان در جلسهای شرکت میکنند تا تصمیم بگیرند که پادشاه آنها چه کسی باشد. هدهد، که به خاطر حکمتش شناخته میشود، آنها را در سفری از هفت وادی راهنمایی میکند، در این مسیر بسیاری از پرندگان را از دست میدهند تا به لانه پرنده بزرگ عرفانی، سیمرغ، برسند و در آنجا متوجه میشوند که باید خود را اداره و رهبری کنند. سایر آثار او نیز به موضوعات مشابهی میپردازند و در توسعه درک صوفیانه از خدا و رابطه فرد با خدا تأثیرگذار هستند. او در حدود سال ۱۲۲۰ میلادی در زمان حمله مغولها به شهرش نیشابور کشته شد.
مولانا (1207-1273 میلادی)
جلالالدین محمد رومی، عالم اسلامی، متکلم و فقیه چندزبانه، قبل از ملاقات با عارف صوفی شمس تبریزی در سال ۱۲۴۴ میلادی، یکی از مشهورترین شاعران عرفانی زمان خود شناخته میشد. او در افغانستان یا تاجیکستان در خانواده ای باسواد به دنیا آمد، تحصیلکرده، چند زبانه (به فارسی که زبان مادریاش بود، عربی، یونانی و ترکی مینوشت) و اهل سفر بود. طبق روایات، وقتی ۱۸ ساله بود، با عطار در نیشابور ملاقات کرد و عطار به معنویت او پی برد. و یکی از کتابهایش را به او داد. گفته میشود که این دیدار پایههای بیداری متعالی بعدی مولانا را بنا نهاد. او در زمان آشنایی با درویش صوفی شمس، یک دانشمند بسیار معتبر بود. شمس بهترین دوست و راهنمای معنوی او شد. آنها تنها چهار سال با هم بودند که یک شب شمس ناپدید شد و دیگر دیده نشد. مولانا در جستجوی دوست خود بود تا اینکه متوجه شد ارتباط معنوی بین آنها نه با مرگ و نه با فاصله قطع نمیشود و زندگی شمس را به گونهای حس کرد که گویی بخشی از وجود او است. پس از این تجربه، شروع به سرودن شعر کرد که آن را به روح شمس نسبت میداد. مهارت ادبی و بینش معنوی او چنان گسترده بود که به او مولوی (استاد ما) میگفتند. مهمترین اثر او مثنوی، یک اثر شعری شش جلدی درباره رابطه بین فرد و خدا است که به فولکلور، عرفان صوفیانه، قرآن، افسانهها و داستانهای اسلامی و بسیاری منابع ادبی، تاریخی و دینی دیگر اشاره میکند. آثار کوتاهتر او همواره به همین موضوع اشاره میکنند، داستانهای عامیانه و اشارات قرآنی به همراه یک صدای روایی که مستقیما با مخاطب خود صحبت می کند، گاهی روشن و گاهی مبهم، تا خواننده را کاملا با موضوع درگیر کند. او نه تنها یکی از بزرگترین شاعران ایرانی بلکه از تاثیرگذارترین و پرخوانندهترین شاعران جهان به شمار می رود.

سعدی ( ۱۲۱۰ - حدود ۱۲۹۱ میلادی)
ابو محمد مصلحالدین بن عبدالله شیرازی در یک خانواده مذهبی در شهر شیراز، ایران متولد شد و در سنین کودکی با حمله مغولها به زادگاهش، مجبور به کوچ شد. این رویداد و جنگهای تقریباً بیپایانی که منطقه را ویران کردند، تأثیر عمیقی بر زندگی و فلسفه او گذاشتند. او بهعنوان شاعری با عمق و مهارت بسیار شناخته میشود، اما همچنین میتوان او را سفرنامهنویس دانست، زیرا بخش عمدهای از زندگی خود را در سفر از مکانی به مکان دیگر گذراند (مکانها و تجربیاتی که در آثارش به آنها اشاره دارد). همچنین او یک مورخ است (زیرا آثارش به طور مستقیم به وقایع تاریخی اشاره میکنند) و میتوان او را یک اگزیستانسیالیست نامید، زیرا بر اهمیت زندگی با آگاهی کامل از وضعیت انسانی و مسئولیت انسان در قبال خود و دیگران تأکید میکند. او تحصیلات خوبی داشت و احتمالاً پیش از سفر به سوریه، مصر، عربستان و هند، در دانشگاه بغداد بورسیه تحصیلی دریافت کرده بود. او در تمام سفرهای خود از دربار اشراف و محیطهای دانشگاهی دوری میجست و همراهی با مردم عادی را ترجیح میداد، بهویژه کسانی که مانند خودش بهواسطه حمله مغولها و درگیریهای بین مسیحیان و مسلمانان آواره شده بودند، همراه باشد. او حدود سال ۱۲۵۷ میلادی به شیراز بازگشت و شروع به نوشتن کرد. او بیشتر به خاطر اثر منظومش، «بوستان» (باغ) شناخته میشود که به اهمیت و تمرین فضیلت در زندگی فرد میپردازد و به عرفان درویشی صوفیان برای درک الهی اشاره میکند.
نظامی ( حدود 1141-1209 میلادی)
نظامی گنجوی در گنجه (واقع در جمهوری آذربایجان امروزی) به دنیا آمد و در سنین جوانی یتیم شد. او تحت سرپرستی دایی مادرش بزرگ شد که او را به تحصیل تشویق کرد. اشعار نظامی نشاندهنده موفقیت قیّم او در این زمینه است، چرا که نظامی را یکی از پرخوانندهترین شعرا در میان دیگر شاعران باسواد فارسیزبان میدانند. نظامی بهعنوان شاعر پیشرو رومانتیک عصر خود شناخته میشود و آثارش الهام گرفته از آثار سنایی و بهویژه فردوسی است. محققان حدس میزنند که نظامی احتمالاً شاهنامه فردوسی را حفظ کرده باشد، زیرا آثار فردوسی به شدت بر اشعار او تأثیر گذاشته است. نظامی سنت پیشینیان خود را در تأکید بر عشق، خواه بین دو فرد یا بین فرد و خدا، بهعنوان مهمترین جنبهی وجود انسان ادامه میدهد. حسین الهی قمشهای اشاره میکند که «نظامی میآموزد که تنها نقشی که انسان میتواند در صحنه وجود بازی کند، نقش عاشق است.» (لویسون، 78). او بیشتر به خاطر «خمسه» (پنج گنج) شناخته میشود، مجموعهای از پنج شعر مرتبط به هم است که به موضوع روابط انسانی پرداخته و شامل داستان مشهور «خسرو و شیرین» است. نظامی بر این باور بود که بدون عشق، زندگی بیمعنا است و ارزش زندگی فردی تنها در میزان عشقی است که به دیگران تقدیم میکند.
خیام (1048-1131 میلادی)
ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام در نیشابور در خانوادهای مرفه به دنیا آمد و والدینش تلاش کردند تا او زیر نظر دانشمندان برجسته زمان خود آموزش ببیند. نام او در این فهرست قرار دارد نه به این دلیل که به عنوان یک شاعر بزرگ شناخته میشد، بلکه به این دلیل که شعرهای او که به انگلیسی توسط ادوارد فیتزجرالد (۱۸۰۹-۱۸۸۳ میلادی) برگردانده شده است در قرن بیستم میلادی محبوبیت پیدا کرد و موجب افزایش علاقه غربیها به ادبیات فارسی شد. در زمان خود، او عمدتا ستارهشناس و ریاضیدان شناخته میشد، بهگونهای که پژوهشگران معاصر این سوال را مطرح کردهاند که آیا رباعیات معروف خیام واقعاً اثر اصلی اوست یا خیر. خیام بیشتر به خاطر مشارکتش در گاهشمار جلالی، یک نمودار خورشیدی نوآورانه که نواقص تقویم اسلامی را اصلاح کرد، شناخته میشود. زندگی او، همانطور که معاصران و کسانی که مدت کوتاهی پس از مرگش نوشتند، به تحقیقات علمی و نجومی اختصاص داشت. شهرت او بهعنوان شاعر کاملاً مدیون تلاشهای فیتزجرالد است که رباعیات او ترجمهای از شعر اصیل فارسی نیست، بلکه آنچه به عنوان «تقلید» شناخته میشود، ارائهای آزاد از مطالب اصلی است که خود فیتزجرالد آن را «دگرگونسازی» مینامد (Lewisohn, xiii). «ترجمه فیتزجرالد» پس از آنکه ابتدا در سال 1859 پس از انتشار مورد توجه قرار نگرفت، به یکی از محبوبترین آثار اواخر قرن 19 و 20 میلادی تبدیل شد و یکی از پر نقلقولترین و گلچینشدهترین آثار ادبی در عصر حاضر باقی مانده است.
حافظ شیرازی ( ۱۳۱۵ - ۱۳۹۰ میلادی)
خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی در شیراز، ایران به دنیا آمد و به احتمال زیاد والدینی با تحصیلات عالی داشت. اما اطلاعات کمی از زندگی او خارج از ارجاعات موجود در آثارش در دست است. او را بزرگترین شاعر ایرانی میدانند که بهخاطر بینش و تعالی معنوی آثارش، تقریبا بهعنوان قدیس شناخته میشود. او به احتمال زیاد همه شاعرانی را که در بالا به آن ها اشاره شد، بهویژه سنایی، عطار، رومی و نظامی را در کشف عشق به عنوان ارزش اصلی وجود انسان، مورد توجه قرار داد. گفته میشود قرآن را از حفظ میدانست و به طور کامل عرفان تصوف را به عنوان وسیلهای برای شناخت معشوق (خدا) پذیرفته بود. او اعتقاد داشت که معشوق هدف نهایی تمام اشتیاقهای زمینی انسان است. و همه آنچه انسان در زندگی میخواهد، پاداش پیوند با خداست. که میتوان در زندگی شخصی آن را با کنار گذاشتن آنچه که اجتماعی پذیرفته میشود و دنبال کردن مسیر شخصی خود به دست آورد. او معروف است که نماد سنایی از شراب را به عنوان تأثیر متعالی خداوند بر عاشق حقیقت تلقی کرد. او قیود و مقررات مذهبی سختگیرانه را رد کرده و به جای آن، به پیوند عرفانی و فردی با خدا از طریق خودشناسی، خودانضباطی و صبر در برابر سکوت ظاهری خداوند در مقابل دعاهای صادقانه معتقد بود. او در زمان خود بزرگترین صدای نسل خود شناخته شد و مدت کوتاهی پس از مرگش آرامگاهی بزرگ بر فراز قبرش ساخته شد. این مقبره در دهه 1930 میلادی گسترش و تزیین شد و امروزه زیارتگاهی برای علاقه مندان غیر مذهبی و مذهبی بینش این شاعر است.

نتیجهگیری
آثار این شاعران و بسیاری دیگر , زمینه تداوم فرهنگ و ارزشهای ایرانی را فراهم کرد و به شکوفایی و تأثیر آن بر دنیای امروز کمک کرد. نبوغ این هنرمندان در بیان اصول اساسی شرایط انسانی و قدرت تحولآفرین عشق، طی زمان موردتوجه قرارگرفته و همچنان ایمان به هدفی والا و معنای زندگی را تقویت میکند.
ادبیات هر فرهنگی بازتابدهنده ارزشهای جمعی مردم آن فرهنگ و بیان فردی پاسخ جمعی به تجربه انسانی است. شاعر احساساتی را بیان میکند که دیگران در دل دارند، اغلب بیآنکه خودشان متوجه باشند، و آرزوهایی را به تصویر میکشد که حتی تا پیش از خواندن کلمات هنرمند، از وجود نیاز خود به آن بیخبر بودند. تمام ادبیات جهان با همین ارزش کشف فردی و فرهنگی طنین انداز میشود اما ادبیات فارسی، بهویژه در قالب شعر، تجربهای منحصر به فرد را ارائه میدهد که بهطور یکپارچه، دنیای زندگی روزمره را با تعالی ابدیت ترکیب میکند؛ نه تنها در یک دوره یا از طریق آثار یک هنرمند خاص، بلکه بهطور مداوم از آغاز آن تا کسانی که تا امروز این سنت را ادامه میدهند.